دماسنج

لبخند در زندگی

نویسنده: نفیسه مجیدی‌زاده
شادی فقط خنده‌های بلند نیست. شادی یک شعار نیست. خیلی وقت‌ها شادی حسی درونی است و فقط با احساس عمیق رضایت از اتفاقی در زندگی، خود را نشان می‌دهد....
شادی فقط خنده‌های بلند نیست. شادی یک شعار نیست. خیلی وقت‌ها شادی حسی درونی است و فقط با احساس عمیق رضایت از اتفاقی در زندگی، خود را نشان می‌دهد. ما به یک احساس نسبی نیاز داریم. ما می‌توانیم به این حس برسیم، زیاد سخت نیست.
راضیه‌سادات شجاعی، کارشناس ارشد روان‌شناسی و مشاور، در گفت‌وگویی برای ما از رازهای شادی و شاد‌بودن می‌گوید. او معتقد است که شادی احساسی نسبی است، متناسب با هدف‌ها و نظام ارزشی که برای خودمان تعریف کرده‌ایم. مثلاً ممکن است فردی با کمک به دیگران خیلی شاد بشود و دیگری از هیجان ورزشی مثل اسکی روی آب. گفته‌های این كارشناس را بخوانید.

شادی و سلامتی
از نظر فیزیولوژیکی، شادی باعث ترشح سرتونین و دوپامین می‌شود و این دو عامل لذت و شادی در مغز هستند. این دو ماده در افرادی که مشکل افسردگی دارند به وسیله‌ی دارو ایجاد می‌شود، اما وقتی فرد، شادی را تجربه کند به‌طور طبیعی در مغزش سرتونین و دوپامین ترشح می‌شود. از سوی دیگر، شادی سیستم‌ایمنی و دفاعی بدن را تقویت می‌كند، از این طریق بر روی سلامت اثر دارد. افرادی که این دو ماده در بدنشان ترشح نمی‌شود و شادی را زیاد تجربه نمی‌کنند، در معرض آسیب‌های جسمانی، ویروس‌ها و مشکلات گوناگون قرار دارند.
باید توجه کنیم که شادی لزوماً احساسی پایدار و همیشگی نیست. ممکن است لحظه‌های کوتاهی در طول روز بروز كند. ولی برای این‌که شاد‌بودن به روندی پایدار در زندگی تبدیل شود و لحظه‌ای نباشد، لازم است برنامه‌ها و رویكرد ما به زندگی طوری باشد که بین خود واقعی ما و خود ایده‌آلمان فاصله‌ی چندانی وجود نداشته باشد. انتظارها و توقع‌هایی که از خود داریم با توانایی‌هایمان خیلی فاصله نداشته باشد و این فاصله، پرشدنی و پرکردنی باشد، نه این‌که همیشه در حسرتش باشیم و هرچه ما جلو برویم آن آرزوها و خواسته‌ها هم از ما فاصله بگیرند.

خنده‌های الکی!
خنده‌های مصنوعی و بی‌دلیل از آن جهت که می‌توانند مغز را فریب بدهند تا احساس شادی کند و آن دو ماده در مغز ترشح بشود، مثمر ثمر هستند. بد نیست بدانیم که حتی تظاهر فرد به شادی و لبخند می‌تواند بخشی از آن تأثیر مثبت را در پی داشته باشد یا لااقل جلوی تأثیرات مخرب را   بگیرد.
البته همان‌طور که تظاهر به شادی در ترشح موادی در مغز اثر می‌گذارد، حالت افسرده‌‌گرفتن و دامن‌زدن به غم و ناراحتی هم اثر منفی دارد و به مغز این پیغام را می‌دهد که وقتی اخم‌هایم در هم است یا گوشه‌ی چشمم آویزان است، اتفاق ناراحت‌كننده‌ای افتاده است و پس از آن، ترشح سرتونین و دوپامین کم می‌شود.

هدف داشته باشیم
افرادی که زندگی روزمره و تکراری دارند و بی‌هدفند، معمولاً نمی‌توانند شادی درازمدت را تجربه کنند. ولی کسانی که با خلاقیت، برنامه‌هایی نو یا سبکی تازه برای زندگی خود تدارك می‌بینند، می‌توانند شادی طولانی مدت و حس خوش‌بختی را تجربه ‌کنند.
اگر آدم‌ها اهداف و پروژه‌های کوتاه مدتی برای خودشان تعیین کنند؛ مثلاً هدف‌های تحصیلی، هنری یا تفریحی (چون حتی صرف تفریح هم موجب تجربه‌ی لذت و شادی می‌شود) و در جهت رسیدن به آن برنامه‌ریزی و تلاش بکنند، این كار می‌تواند شادی عمیق و خشنودی را برایشان رقم بزند.

افکارمان را درست کنیم
قبل از انجام هركار، اول فکر می‌کنیم و بعد براساس آن، احساسی در ما تولید می‌شود و سپس رفتاری از ما سر می‌زند. مثلاً من اگر فکر کنم که دوستم امروز به من محل نمی‌گذارد، احساس بدی در من ایجاد می‌شود و بعد از او کناره‌گیری می‌کنم. برعکس اگر فکر اولم مثبت باشد و فكر كنم رفتارش بی‌محلی به من نبوده، بلكه شاید مشکلی برای خودش دارد و متوجه من نشده، حس کمک و هم‌دردی در من ایجاد می‌شود و رفتاری که از من سر می‌زند پرسشی است که چه کمکی ازدست من بر می‌آید تا انجام دهم. بنابراین چون ریشه‌ی همه چیز به افکار  آدمی برمی‌گردد بهتر است فکرمان را درست کنیم، قضاوت نابه‌جا نکنیم، به افکار منفی پروبال ندهیم و حسادت نكنیم و مثبت فکر کنیم، همه‌ی این‌ها در شادی مؤثر است. یکی از ویژگی‌های مؤثر در شادی همان احساس مسئولیت است. اگر فرد نسبت به این کارها احساس مسئولیت داشته باشد و خودش را مؤثر ببیند بیش‌تر احساس شادی می‌کند.
اتفاق‌های ناخوشایند محیطی، ممكن است برای همه پیش بیاید؛ اتفاق‌هایی مثل زلزله و... اما سهمی که من می‌خواهم در مواجهه با این موضوع داشته باشم یا این که در این شرایط چه کمکی از من برمی‌آید، حس مسئولیت و منفعل نبودن من است. این حس که من می‌توانم در این وضعیت، تأثیرگذار باشم و کمک کنم، یکی از مهم‌ترین عواملی است که شادی را رقم می‌زند.
مهم‌ترین درس اخلاقی این است که آن‌چه برای خود می‌پسندی، برای دیگران هم بپسند و کسی که پایبند اصول اخلاقی است، هرکاری كه بخواهد انجام دهد این معیار را در نظر می‌گیرد. چنین فردی از زندگی شادی برخوردار خواهد بود و هیچ‌وقت دچار شادی کاذب نمی‌شود که در یک لحظه بخندد و کسی را مسخره کند و شادی موقتی را تجربه کند، اما در دراز مدت شاد نباشد.
یکی دیگر از عوامل مؤثر در ایجاد شادی درازمدت، قدرت تعامل و سازگاری  ما با اطرافیان‌ است. کسانی که با هیچ کسی نمی‌سازند یا خلقشان باعث می‌شود که دیگران طردشان کنند، معمولاً نمی‌توانند در دراز مدت شادی را تجربه کنند. بنابراین لازم است در تعامل اجتماعی یاد بگیریم كه با انصاف بادیگران برخورد کنیم، با دیگران هم‌دردی و هم‌دلی كنیم. خود را جای آن‌ها بگذاریم و دیگر این که تفریح‌ها را بخش اصلی و ثابت زندگی‌مان قرار بدهیم؛ بخش ثابتی كه به‌طور ‌منظم برای آن برنامه‌ریزی كنیم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code