جزيره

دنیای خاكستری

نویسنده: آزاده نجفیان
شده گاهی به گذشته نگاه کنید و فکر کنید چه‌قدر زمانی دنیا برای شما ساده و امن به نظر می‌رسید؟! چه‌قدر همه‌چیز در چیزهای کوچک و خواسته‌های ساده‌ خلاصه می‌شد و این‌همه فکر و خیال و دو راهی وجود نداشت؟! دنیایی که مرز بین خوب و بدش، سیاه و سفیدش، کاملاً مشخص بود و می‌شد راحت تصمیم گرفت...
شده گاهی به گذشته نگاه کنید و فکر کنید چه‌قدر زمانی دنیا برای شما ساده و امن به نظر می‌رسید؟! چه‌قدر همه‌چیز در چیزهای کوچک و خواسته‌های ساده‌ خلاصه می‌شد و این‌همه فکر و خیال و دو راهی وجود نداشت؟! دنیایی که مرز بین خوب و بدش، سیاه و سفیدش، کاملاً مشخص بود و می‌شد راحت تصمیم گرفت. راستی چه بلایی سر آن دنیای فانتزی و ساده آمد؟! جواب این سؤال ساده است: ما بزرگ شدیم و به دنیای واقعی و خاکستری راه پیدا کردیم! این دقیقاً همان اتفاق عجیبی است که برای« امیل سینکلر» می‌افتد و روایت زندگی او را در رمان دمیان رقم می‌زند.
امیل پسرک شاد و معصومی است که در دنیای کودکانه‌ی خود زندگی می‌کند تا روزی که از سر شیطنت از یك درخت، سیبی می‌دزدد. «فرانتز»، یکی از دوستان امیل، او را تهدید می‌کند که اگر به حرف‌هایش گوش ندهد، امیل را لو خواهد داد. امیل به خواست فرانتز مجبور به انجام کارهای تحقیرآمیزی می‌شود تا این‌که شاگرد جدیدی به اسم دمیان به کلاس آن‌ها می‌آید. دمیان به امیل یاد می‌دهد چه‌طور از شر فرانتز خلاص شود اما این تازه اول ماجراست. امیل کم‌کم می‌فهمد که دنیا پیچیده‌تر از چیزی‌ است که فکر می‌کرده ‌است.

رمان درمانی
دمیان در سال 1919 با نام مستعار امیل سینکلر، هم‌نام راوی رمان، منتشر شد. هسه مدتی بعد از چاپ کتاب اعلام کرد که نویسنده‌ی واقعی آن است. گفته شده دمیان نوعی بیوگرافی نویسنده است که به شکل استعاری از درگیری‌های روحی و اخلاقی او روایت می‌کند. هسه سال‌ها با مشکلات روحی دست و پنجه نرم می‌کرد تا این‌که با روان‌شناسی از شاگردان «کارل یونگ»، روانکاو مشهور آلمانی، آشنا شد و تحت درمان قرار گرفت. یونگ به وجود یک ناخودآگاه جمعی اعتقاد داشت و بر این باور بود که بسیاری از علایق و ترس‌های مشترک بشر به شکل نماد در ناخودآگاه افراد بازتاب پیدا می‌کنند. با رمزگشایی از این نمادها می‌توان به زوایای ناپیدای روح آدمی دست پیدا کرد. هسه به‌تدریج به نظریات یونگ درباره‌ی ضمیر ناخودآگاه، استعاره‌ها و سمبل‌ها علاقه‌مند شد و حتی با یونگ هم تماس برقرار کرد. دمیان از روان‌کاوی یونگی بسیار تأثیر گرفته و بازتاب روح پر التهاب نویسنده‌ای است که از طریق کند وکاو در اعماق ضمیرش قصد بهتر شناختن خود و درمان ناآرامی‌های ذهنی‌اش را دارد.

معصومیت  از دست رفته
هرمان هسه نویسنده‌ای رمانتیک و طبیعت‌گراست. او با زبانی ساده از صلح، طبیعت و برگشتن به خویشتن می‌نویسد و به همین دلیل بسیاری او را منتقد همیشگی تمدن غرب و ماشینیسم می‌دانند. دمیان که در سال‌های ابتدایی جنگ‌جهانی اول نوشته شد، اعتراض نویسنده به جریان‌ افراطی ناسیونالیسم در سرزمین مادری‌اش و جنگ‌طلبی است. هسه از نبرد همیشگی بین نیروهای خیر و شر و انسانی که در مرز بین این دو تمایل کشنده در حرکت است، می‌نویسد. گفته شده جنگ‌جهانی اول، پایان معصومیت دنیا بود؛ دنیایی که تصوری خیالی از صلح و مهربانی داشت. دمیان تصویر نمادین و کوچک شده‌ای از دنیای بیرون است: پسرک معصومی که تصویری رمانتیک از دنیایی سراسر خیر و خوبی دارد، اما در نهایت متوجه می‌شود که دنیای واقعی آمیخته‌ای از نیروهای خیر و شر است.

از جنون تا  نویسندگی
هرمان هسه در سال 1877 در شهر کالو در امپراتوری آلمان به دنیا آمد. پدر هرمان پزشکی مذهبی و مادرش دختر هندشناس مشهور، «هرمان گاندرت» بود. هرمان خیلی زود به تشویق پدربزرگ به مطالعه‌ و گذراندن وقتش در کتاب‌خانه‌ی بزرگ و چند ملیتی او پرداخت و علاقه‌اش را به موسیقی و شعر نشان داد. هرمان به خواست خانواده‌اش وارد مدرسه‌ای مذهبی شد و با این‌که به درس‌ها و محیط مدرسه ابراز علاقه می‌کرد، کم‌کم نشانه‌هایی از افسردگی شدید و ناهنجاری روحی در او پیدا شد تا جایی که از مدرسه فرار کرد و روز بعد او را در کشتزارهای اطراف پیدا کردند. این شروع دوران سرگشتگی هرمان جوان بود؛ از این آسایشگاه روانی به آن مؤسسه‌ی درمانی. بعد از پشت سر گذاشتن این دوران، هرمان شغل‌های متعددی را امتحان کرد اما در هیچ‌کدام بیش از چند ماه دوام نیاورد تا این‌که در یک کتاب‌فروشی مشغول به کار شد و کمی آرام گرفت. کار در کتاب‌فروشی به او این فرصت را داد که به دور از آدم‌ها، وقت بیش‌تری را با کتاب‌هایی درباره‌ی دین، فلسفه و ادبیات کلاسیک بگذراند. در همین زمان بود که هسه اولین مجموعه‌ی شعرش را منتشر کرد، هر چند با استقبال خوبی مواجه نشد. هرمان ناامید نشد و آن‌قدر به تلاشش ادامه داد تا بالأخره اولین رمانش با نام «پیتر کامندزین» با موفقیت منتشر شد و این امکان را به او داد كه با درآمد نویسندگی به زندگی ادامه دهد. او اوقات فراغتش را به مطالعه در مورد بودیسم و عرفان شرقی اختصاص داد و حتی به آسیای شرقی هم سفر کرد. از بخت بد نویسنده، جنگ‌جهانی اول شروع شد. هرمان اول برای شرکت در جنگ نام‌نویسی کرد، اما خیلی زود فهمید که جنگ و سیاست چیزی به جز خرابی ندارد. او مقاله‌ای علیه جنگ‌ستیزی آلمان منتشر کرد اما مخالفت‌ها و انتقادها علیه او تا جایی پیش رفت که مجبور به ترک آلمان و رفتن به سوییس شد. هسه بعد از مدتی به نشانه‌ی اعتراض، تابعیت سوییس را پذیرفت و به دور از جنگ، در طبیعت مشغول مطالعه، نقاشی و زندگی شد. در همین دوران بود که هسه آثار مشهورش را منتشر کرد و در آلمان به شهرت رسید. او در سال 1946 برنده‌ی جایزه‌ی نوبل ادبیات شد. هسه زندگی‌اش را صرف هنر و ادبیات کرد. فرهنگ و هنر برای او مهم‌ترین ابزار مبارزه برای صلح جهانی بودند. شهرت جهانی هسه بعد از مرگ او و منتشر‌شدن نامه‌هایش اتفاق افتاد. گفته شده آثار هسه پرخواننده‌ترین کتاب‌های ترجمه در قرن بیستم هستند.
او در سال 1962 در سن 85سالگی از دنیا رفت. «گرگ بیابان»، «سیذارتا» و «سفر به شرق»، از دیگر آثار مشهور این نویسنده‌ی آلمانی هستند.





ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code